آرشیو دی ماه 1397

گزارشي از كارها و عملكرد شوراي فرهنگي و ديني

مقايسه عملكرد چهل ساله انقلاب اسلامي با دوران سياه طاغوت

براي بررسي موفقيت و يا عدم موفقيت يك نظام سياسي و ارائه تحليل درست و منطبق با واقع مزيت‌هاي آن، نسبت به مصاديق ملي و جهاني، راهي جز بهره­گيري از روش قياس نداريم. در مقايسه نظام سياسي بايد نسبت آن را با چند پارامتر مشخص از جمله؛ اهداف اعلامي نظام سياسي در آغاز نهضت، مقايسه با نظام هاي سياسي برخوردار از ويژگي‌هاي مشابه درمنطقه، امكانات و موانع پيش روي آن و بالاخره با نظام سياسي قبل از نظام سياسي موجود، به ضرورت كمي انجام پذيرد.

اين روزها سوالات و پرسش‌هاي بسياري در داوري از كارآمدي و عملكرد انقلاب اسلامي و نظام سياسي برآمده از آن و درميان لايه‌هاي مختلف جامعه طرح مي‌شود. اپوزيسيون نيز به عنوان جريان رقيب و برانداز و با بهره­گيري از فضاي ترديد و پرسش، تلاش دارد، تصوير ذهني جامعه، در خصوص كارآمدي نظام اسلامي را تغيير دهد تا اميد و اعتماد به توانمندي‌ها و قابليت‌هاي اصلاح و پيشرفت در درون نظام را از بين ببرد. از جمله پرسش‌هاي مطرح در ميان جامعه، مقايسه نظام اسلامي با رژيم پهلوي است كه توده مردم با تكيه به محفوظات و خاطره­گويي‌هاي نسل قديمي و متأثر از رسانه‌هاي بيروني، بدون لحاظ كردن ملاك‌ها و معيارهاي علمي و عقلي به مقايسه نظام اسلامي با نظام سلطنتي پهلوي مي‌پردازند وجمهوري اسلامي را متهم به ناكارآمدي مي‌كنند.

لذا پاسخ به شبهات موجود در اين زمينه، مستلزم مقايسه ميان دو حكومت اسلامي و رژيم منحط پهلوي بر اساس معيارهاي كمي مي‌باشد، اما خصلت كار مقايسه‌اي در فضاي جدلِ آميخته به عمليات رواني كاري دشوار، زمان‌بر و حجيم است. بنابراين بيان تمامي ابعاد هويتي و كاركردي دو نظام سياسي كه يكي با52 سال حكمراني و ديگري با39 سال سابقه مديريتي مي‌باشد، نياز به بررسي دقيق و موردي عملكرد قريب به90 سال كاركرد در حوزه هاي مختلف دارد كه از حوصله و حجم اين نوشته خارج است. اما از باب مدخليت، در اين نوشته به بررسي بخشي از آمار و اطلاعات كلي موجود درباره كاركردها و عملكردهاي دو دوره حاكميتي در ابعاد علمي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي اكتفاء مي‌كنيم.

در يك مقايسه دقيق و علمي لازم است در موارد متعدد و با استفاده از آمارها و شاخص‌هاي صحيح و با در نظر گرفتن الگوي علمي سنجش، موفقيت يك نظام (كارآمدي نظام = اهداف + امكانات + موانع)، به تحليل و ارزيابي پرداخته شود. يكي از سوال هايي كه اين روزها زياد با آن مواجه مي شويم، اين است كه جمهوري اسلامي در اين سال‌ها براي ما چه كرده است؟ آيا اصلاً زندگي مردم در مقايسه با قبل از انقلاب فرقي كرده است؟ بهتر شده يا بدتر؟

در ادامه بعضي از دستاوردهاي ايران انقلابي را با ايران شاهنشاهي مقايسه مي‌كنيم. البته ايران بعد از انقلاب اسلامي را اگر بخواهيم منصفانه تحليل كنيم، بايد تمام سختي‌ها و موانع توسعه دهه‌هاي پيش را بشناسيم تا علت رشد بعضي حوزه‌ها و ركود بعضي ديگر را درك كنيم. مثلاً يك ايراني منصف بايد بداند كه هشت سال جنگ تحميلي و تحريم‌هاي كشور‌هاي متخاصم عليه ملت و دولت ما، چقدر راه توسعه را ناهموار كرده و با همه اين ناهمواري‌ها ما چه كرده‌ايم؟ و چه بوده‌ايم كه امروز حتي دشمنان، ما را به عنوان بازيگري تأثيرگذار در عرصه بين‌المللي به رسميت مي شناسند يا مثلاً قبل از انقلاب چقدر مرد و زن ايراني در تعيين سرنوشت خود مشاركت داشته‌اند و امروز چقدر مشاركت دارند؟ و اين همه حاصل تكيه بر ظرفيت‌هاي دروني است كه در شرايط سخت تحريم، تهديد و فشار بدست آمده است كه با وجود محدوديت‌ها و موانع، در سطح وسيع تحصيل شده است.

مروري مقايسه اي بر كاركرد حكومت پهلوي با چهار دهه انقلاب اسلامي ايران (قسمت اول)
1. ماهيت، شيوه و ساختار حكومتي در ايران

از جمله عوامل مؤثر بر نوع سياست‌گذاري يك نظام؛ ماهيت، ساختار و شيوه اداره حكومت مي‌باشد. به عنوان نمونه اعمال سياست‌هاي كلي در نظامي با ساختار ديني كه خود را مقيد به حفظ اصول اخلاقي و الهي مي‌داند، با نظامي لائيك يا سكولار متفاوت است. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران شيوه حكومتي بر پايه پادشاهي يا سلطنت فردي قرار داشت. در حكومت پادشاهي يك فرد با عنوان سلطان يا شاه تمام قدرت سياسي جامعه را در اختيار مي‌گيرد و اراده شخصي او مظهر اراده سياسي و حاكميت در جامعه تلقي مي‌گردد.

همچنان‌كه در52 سال سلطنت پهلوي، در واقع اين شخص شاه بود كه به تنهايي تصميمات حكومتي را اتخاذ مي‌كرد. انتصاب يا بركناري نخست‌ وزير، وزرا، صاحبان پست‌هاي بالا، استانداران و غيره تنها به وسيله شاه انجام مي‌گرفت. به اعتراف دوست و دشمن كابينه، مجلس و قواي ديگر حكومتي از خود هيچ اختياري نداشته و در واقع نقش نهادهاي رسمي نقشي تشريفاتي بيش نبود.[1]

در مقابل نظام جمهوري اسلامي ايران، نظامي است كه بر پايه سه ركن اساسي دين، مردم و رهبري استوار گرديده است.[2] در اين نظام، حاكميت اصلي از آن خداست.[3] شكل حكومت به صورت جمهوري اسلامي است كه مردم ايران در همه‌پرسي1358با اكثريت قاطع آراء يعني2/98آن را برگزيدند. ساختار حكومتي در جمهوري اسلامي به موجب اصل 57 قانون اساسي از سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه تشكيل گرديده كه زير نظر ولايت‌مطلقه فقيه، اعمال مي‌گردد. هر چند به موجب اين اصل، اين قوا مستقل از يكديگر مي باشند، اما همكاري و نظارت متقابل بين قواي مزبور وجود دارد.[4] با اين توضيح كه در اين نظام، حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سه‌گانه به عهده رهبري گذارده شده است. كليه قوانين و مقرارات در جمهوري اسلامي ايران، اعم از مالي، اقتصادي، اداري، مدني، جزايي، فرهنگي، سياسي و... بايد بر اساس موازين اسلامي تدوين يابند.[5]

 نخستين تفاوت درشكل نظام سياسي در جنس حكومت و هويت ساختاري و تبارشناسانه از نوع حكومت‌هاي موجود درجهان است. جنس حكومت پهلوي ازنسل حكومت‌هاي كودتايي و از نظر تبارشناسي ريخت حكومتي در دايره حكومت‌هاي كودتايي قابل دسته بندي است. از ابتدايي‌ترين خصلت حكومت‌هاي كودتايي تكيه به زور در فرايند ايجاد، مولفه‌هاي حفظ و تقويت و توسعه است. درواقع نه از جنس انقلاب‌هاي سياسي است و نه از جنس انقلاب‌هاي اجتماعي كه بصورت حداقلي و يا حداكثري، مردم در ايجاد، حفظ و تداوم آن نقش داشته باشد، فرد حاكم از دل ارتش و پادگان پا به عرصه مديريت سياسي مي‌گذارد و زايده تفكر پادگاني است و قوام آن و رويكرد مديريت كشوري آن نيز بر بنياد تفكر پادگاني است. در اين سنخ از حكومت داري دو نوع نظام سياسي ظهور و بروز پيدا مي‌كند؛ اگر نظامي متمايل به حكومت‌داري از دل ارتشي با هويت مستقل و كاركرد مستقل ظهور كند، برغم نامشروع بودن و غير مردمي بودن از ويژگي استقلال در فكر و عمل برخوردار است، اما اگر فرد كودتاگر از دل ارتشي كاملاً وابسته[6] خروج كند، نظام سياسي دست ساخته او در واقع نظامي دست نشانده و وابسته به قدرت‌هاي هژمون عصرخودش خواهد بود و از نعمت استقلال سياسي و مديريتي برخوردار نخواهد بود. جنس نظام سياسي پهلوي از نوع حكومت كودتاي وابسته غيرمستقل[7] قابل دسته‌بندي است. علاوه بر اينكه ماهيت مردمي ندارد، از هويت ملي نيز محروم است. در چنين نظامي سرسلسله حكومت، صرفاً به دليل در اختيار داشتن زور و قدرت، بيشتر زمام امور را بر عهده گرفته و سلطنت را موروثي مي نمايد. از اين روي در چنين نظام‌هايي مردم نقشي در پيدايش و تداوم نظام ندارند، همه چيز بر مبناي قدرت و استبداد اداره مي شود. به همين دليل گفته مي شود منشاء مشروعيت چنين نظام‌هايي زور و غلبه مي باشد.

در مقابل جمهوري اسلامي ايران، مولود يك انقلاب بزرگ و همه جانبه اجتماعي است كه بنيادها و زيرساخت‌ها را دچارتغييركرد. علاوه بر اينكه ازخصلت ماهيت مردمي برخورداراست، هويتي ملي دارد و بر مولفه استقلال تكيه دارد و از دو مولفه اساسي مشروعيت و مقبوليت به عنوان نيازمندي‌هاي اساسي نظام سياسي منطقي و معقول و منطبق بر معيارهاي علمي ونظري حكومت داري بهره‌مند است. نص اجماع نظريه‌هاي مرتبط با حكومت داري اين است كه حكومت بايد مشروعيت و مقبوليت داشته باشد و حاصل خواسته اكثريت باشد.

مهمترين و اصلي‌ترين مزيت حكومت اسلامي نسبت به حكومت شاهنشاهي نوع مشروعيت حكومت است كه مبتني بر مشروعيت الهي است كه درآن افراد صرفاً بر اساس داشتن ويژگي‌ها و لياقت‌هاي خاصي به حكومت مي‌رسند. به عبارتي اساس شكل­گيري نظام اسلامي، مشروعيت الهي حكومت با ضميمه شدن به مقبوليت مردمي است. علاوه بر مزيت‌هاي مشروعيت حكومت در نظام اسلامي نسبت به نظام شاهنشاهي، در زمينه هاي مختلفي مي‌توان دو نظام مورد نظر را مورد مقايسه قرار داد.

جدول مقايسه وضعيت ساختار حكومتي در دوران پهلوي و پس ازانقلاب

شاخص ها

دوران حكومت شاه

انقلاب اسلامي

نوع حكومت

پادشاهي

جمهوري اسلامي

نحوه­ اداره كشور

ديكتاتوري

مردم سالاري

تعداد انتخابات در كشور

12دوره(فرمايشي­ وبادخالت شاه­ و خارجي)

37دوره(حضوراكثريت مردم)

تعداد احزاب و تشكل هاي سياسي

13 حزب و تشكل فرمايشي

240 حزب و تشكل

نفوذ و قدرت بين الملل

فاقد هرگونه نفوذ

در زمره 7 قدرت جهاني و داراي نفوذ قاطع منطقه‌اي و نسبي در بين الملل

جدول شماره (1)

منابع انساني در هر جامعه‌اي عامل تعيين كننده خصوصيت روند توسعه‌ي اقتصادي و اجتماعي آن جامعه است. بهره‌برداري از نيروهاي انساني فعال، مبتني بر مهارت‌ها و دانش مردم در جامعه است. مهارت‌ها و دانش نيز تحت تأثير آموزش‌ها و پرورش‌هاي جامعه است. بنابراين اين مسأله دور از واقعيت نيست كه پيشرفت تحصيلي يكي از عناصر اصلي توسعه انساني است.

گسترش دانش نه تنها خود مستقيماً زمينه بسط انتخاب‌هاي انساني را فراهم مي‌آورد، بلكه از طريق ايجاد دسترسي بيشتر به فرصت هاي اشتغال و نيز بهبود سلامت، شرايط زندگي بهتر را نيز ايجاد مي كند.

با مطالعه وضعيت كشورهاي در حال توسعه به روشني مي‌توان به ارتباط مستقيم بين عامل سواد و توسعه پي برد. بيشترين ميزان فقر، بيماري، خرافات و ساير معضلات اجتماعي و به ويژه آثار شوم استثمار فرهنگي در مناطقي از جهان وجود دارد كه بيشترين آمار بي‌سوادان را دارا مي‌باشد. يك مقايسه آماري ميان رژيم سلطنتي پهلوي و جمهوري اسلامي ايران در زمينه علمي و مولفه‌هاي وابسته به آن نشان مي‌دهد كه در پارامترهاي اصلي مرتبط با وضعيت علم و دانش با لحاظ مدت مديريت وحكومت داري 52 ساله پهلوي و39 ساله مديريت كشورداري جمهوري اسلامي ايران، در تمامي پارامترهاي مورد مقايسه نظام اسلامي در وضعيت برتر قرار دارد و دستاوردها و پيشرفت‌ها، قابل قياس با حكمراني52 ساله پهلوي نيست.


مروري مقايسه اي بر كاركرد حكومت پهلوي با چهار دهه انقلاب اسلامي ايران

2. حوزه فرهنگي و اجتماعي

بررسي دستاوردهاي انقلاب اسلامي در تمامي حوزه‌ها زماني با قضاوتي منصفانه و به دور از پيش‌داوري همراه است كه انقلاب را در بستر تاريخي و اجتماعي و با تمامي اتفاقات همراه آن ببينيم؛ ببينيم ملتي تنها و تنها با تكيه بر ايمان خود و بدون حمايت هيچ كشورخارجي، بر نظامي غلبه مي‌كند كه از حمايت ابرقدرت‌هاي زمان خود بهره‌مند است. وقتي فراموش نكنيم اين انقلاب از موج آشوب‌هاي داخلي شمال و جنوب و شرق و غرب، از جنگي هشت ساله با تمامي استكبار، از ترور مهمترين مهره‌ها و تئوري پردازانش و از تحريم‌ها و تهديدها به سلامت گذشته است، بايد هر آنچه در اين شرايط بدست آورده را با ديگركشورها مقايسه كنيم.

مروري مقايسه اي بر كاركرد حكومت پهلوي با چهار دهه انقلاب اسلامي ايران

3. مقياس آموزش عالي

آموزش عالي در اين سال‌ها دستاوردهاي قابل توجهي داشته است، بويژه اين كه از دهه‌هاي آخر50 تاكنون بودجه آن حتي دو برابر هم نشده است و از 5/1 به 3/2 برابر رسيده است. اما در تمامي مولفه‌هاي خود رشدهاي30 برابري،60 برابري و ... را داشته كه اين دستاورد با ساير نهادها قابل مقايسه نيست.

 از ديگر نكات مهم اين است كه ما در سال‌هاي پيش از انقلاب حتي در مقطع كارداني نيز به اعزام دانشجو به خارج از كشور نيازمند بوديم، اما در سال‌هاي اخير اعزام دانشجو نه از روي نياز، بلكه به جهت مراودات علمي و فرهنگي با ساير دانشگاه‌هاي جهان بوده است و آموزش عالي امروز در تمامي رشته‌ها و مقاطع تحصيلي در خودكفايي تقريباً صد درصدي قرار دارد.

هر چند بر هيچ كسي پوشيده نيست كه ما در بهترين نقطه ممكن نيستيم، اما اين آمارها نشان مي‌دهد كه با توجه به امكانات و بودجه در اختيار آموزش عالي و با توجه به بستر تاريخي كشور و در مقايسه با ساير نهادها، آموزش عالي چقدر موفق بوده است. آموزش عالي و دانشگاه هميشه از حمايت‌هاي امام راحل و پس از آن مقام معظم رهبري بهره مند بوده است و در تمامي دوره ها حتي در جنگ پيشرفت‌هايي داشته است.


فاطمه

چندي است كابوس‏هاي شيطاني‏ام، امان لحظه‏هايم را گرفته است. چندي است گستره وجودم جولانگاه هواهاي نفساني‏ام شده است. چندي ايست كه در گذرگاه زمان رنگهايي ازجنس شيطان و تنش هايي از جدال ميان نفس اماره و نفس مكاره ام درگير و دارند،در گذر بدعت هاي نوبنياد، بي حجابي هاي بي بنيان، در گير و دار دردهاي مبهم دنيا براي بندگان اسير شده در هواي نفس روزگار، واي كه چه بد نشانه رفته است روح پاك زن را ، روح انسانهايي از جنس دختران، از جنس زناني كه به خلقت و افرينش خداوند در ايجاد اشرف مخلوقات كمك مي كنند، بخوان مرا، تا دوباره قيام كنم از خودم.

كابوس‏هايم را مچاله خواهم كرد؛ هر چند، هاجر عاطفه چنگ بياندازد بر دامن احساسم! هر چند اشك‏هاي ملتمسانه محبت، سد راه شعور شود! هر چند اسماعيل‏هاي كوچك و بزرگم، طاقتم را طاق كنند و كاسه صبرم را لبريز! مرا بخوان به سوي خويش تا خليل‏وار برخيزم از ميان شعله‏هاي سوزنده درونم و در «منا»ي عشق، خنجر بگذارم بر گلوي اسماعيلم.

حجاب راه، خودت هستي از ميان برخيز     خوشا كسي كه در اين راه بي‏حجاب رود

 چون غباري برخواهم خاست از ميان «تو» و ((من)) در ازدحام جنون «نفس»ام را سر مي‏برم،

 تا به تو برسم. مرا مي‏پذيري؟

مي خواهم دوباره پاك و مطهر شوم، دوباره مثل آن پرنده سبك بال همان مرغ ملكوت تو دوباره جهاد كبري بيافرينم ،  من زنم ،‌پاسدار حرمت قدمهاي حوا در بهشت در روي اين زمين ، در روي زميني كه شيطاني از جنس خثت و از جنس نكبت ،‌بساط كهنه فروشي ، فريب در كنار رودخانه پر از مواج آفرينش و زايش بندگي پهن كرده است و هر از گاهي از بساط كفر خويش نشانه اي سوي خلقت مي رود،

 من زنم ، همان پاسدار عصمت و پاكي دامن،  نجابت .‌ من همان زاده حوا هستم،‌كه روزي در معبد عظيم كبريايي خالق بي انتها شكوه و عظمت پاكي را تقوا را به گوش انسان زمزمه مي كرد.

 اين ذبح كوچك را قبول كن!

خدايا آن ستاره  كه خاستگاه زميني شدن انسان شد، فاطمه را  مي گويم، الگو قرارد ده براي قلبم كه هميشه ابتر مي ماند ازتنهايي هاي زمان،  او كه عرش نبوت را به خورشيد رسالت پدرش زنجير كرد، ستاره اي كه به جراحت آسمان و زخم زمان پيمان مودت داد، اي ام ابيها! اي مهربان ترين مادر، رنج كشيده خانواده،  حبيبه پدر،  حق و شفيعه ي حشر، نامت مثال حجر الاسود،قلبت مثال خورشيد تپنده دشت هاي سرزمين عرب ماندگار تنهايي ذهنهاست،  تو محور آسماني در حد فاصل عشق و  ايثارو اولين  راز خلقت در حسن كمال و جمال و رفتار . اي مادر ولايت ، اي بخشنده حرير گردنبند سخاوت به فقير دوره گرد.

 حمايت تو از اسلام اغاز ولايت بود و در نگاه تو مسير ولايت جهاني شد،دستانت مهربان دستاني بود براي گرفتن غبار از روي رخسار حيدر كرار علي (ع) و دعايت بدرقه پيروزي حرب هاي دشمنان، فتوحات مولا مزين بود به عطر دعاي خيرت، رهين مهرباني توست آنگاه كه به سلام و صلواتي فتح باب مي كردي براي جهاد در راه خد.

 هنوز خطابه هاي رسايت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاريخ مي تابد.

 پاره  تن رسول اكرم بودي، و همسر شير عرب، مادر دليران پسران رسالت شيعه در جهان، يگانه زن كوبنده كفر زينب، و جد فرزند نرگس زمان، يگانه ياور يكتا ،امير عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلي،

شرافت و عزت مرا با خود ببر به بقيع، مرا به سوي خاكي بكشان كه سراسر عطر وجودت فضا را پر مي كند و عشق رسيدن به تو انسان را مجنون، اهل عرش را به سجده و  ساكنان قدس را به مظلومي روحت به پاي روضه بي بي فاطمه ، قرين شعف نما مادراني را كه گمنام شهيد دادند، جوان مرد و رشيد تقديم به سرزمين ايران نمودند بي هيچ بهانه،.يا زهرا (س) در ايام شهادتت دلهايمان را به سوي بقيع پر داده ايم در اين هواي كه بوي شهادت  تورا مي دهد از ما و دل مادران زهرايي غافل مباش...

 

 

تولد حضرت زينب و روز پرستار

 روز تولد حضرت زينب در سال ۹۷ ، تاريخ تولد حضرت زينب به قمري حضرت زينب (س) كه در آستانه‌ سالروز ولادت با سعادتشان هستيم، سومين فرزند امام علي(ع) و حضرت زهرا (س) هستند.
ايشان در ۵ جمادي‌ الاول سال پنجم هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشودند. در ايران روز ولادت حضرت زينب‌(س) به نام روز پرستار ثبت شده است. علت اين نام‌گذاري، پرستاري از امام زمانشان حضرت زين‌العابدين (ع) و ديگر بيماران و مصيبت‌زدگان خاندان عصمت و طهارت عليهم‌السلام پس از واقعه كربلاست. تاريخ ولادت حضرت زينب در سال ۹۷ شنبه ۲۲ دي ماه ۱۳۹۷ ولادت حضرت زينب سلام الله عليها و روز پرستار و بهورز [ ۵ جمادي الاولي ۱۴۴۰ ] (۱۲th December 2019) تاريخ ولادت حضرت زينب در سال ۹۶ سه شنبه ۳ بهمن ۹۶ ولادت حضرت زينب سلام الله عليها و روز پرستار و بهورز [ ۵ جمادي الاولي ۱۴۳۹ ] (۲۳ February سال ۲۰۱۸) مناسبت هاي ملي و مذهبي متن زيبا درباره پرستار متن ادبي روز پرستار شعر حضرت زينب زندگينامه حضرت زينب روز پرستار چه روزيست تقويم و سالنامه تقويم قمري تقويم سال 96 با مناسبت ها تقويم 97 با مناسبت ها تقويم 96 تاريخ ولادت حضرت زينب پيامك روز پرستار حضرت زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال ۵ يا ۶ هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:(دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم ). فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟! رسول خدا (ص) فرمود: (گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند). در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: (اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر حضرت زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند).