آرشیو شهریور ماه 1394

گزارشي از كارها و عملكرد شوراي فرهنگي و ديني

تبريك روز ازدواج

دين از اين پس، آسوده خواهد بود در سايه‏سار محبت و مهرباني اين عروس و داماد و حقيقت ادامه مي‏يابد در گرو پيوند علي و فاطمه؛ زير يك سقف، پاي سفره‏اي ساده، از پيوند دو نور، تا يازده ستاره روشن و تاريخ عشق، از همين‏جا آغاز مي‏شود .
سالروز ازدواج حضرت علي عليه السلام و زهرا سلام الله عليها مبارك باد.
ديدم كه در عرش شور و شوق برپاست
برپاگر اين بزم شرف ذات خداست
گفتم به خرد چه اتفاق افتاده
گفتا كه عروسي علي و زهراست
سالروز ازدواج حضرت علي ع و زهرا س مبارك باد

عشق علي امروز چه منجلي است / امروز زهرا مهمان دل علي است
دل علي، امروز عرشي تر از هميشه است / امروز علي عاشق تر از هميشه است . . .
سالروز ازدواج حضرت علي(ع) و فاطمه(س) مبارك
عقد علي و فاطمه در آسمان بسته شد/در آسمان بسته شد در كهكشان ها بسته شد
زين نرگس و سوسن دگر چشم و زبان بسته شد/راه يقين ها باز شد، پاي گمان ها بسته شد

تسليت شهادت امام جواد )ع)

 

وقتي معتصم تصميم به شهادت امام جواد گرفت

به گزارش روضه نيوز به نقل از مشرق؛زرقان رفيق صميمي ابن ابى داود (فقيه و مفتي دربار معتصم) مي گويد: يك روز ابن ابى داود از پيش معتصم برگشت در حالي كه غمگين و افسرده بود. گفتم: چه شده؟ گفت: امروز آرزو كردم كه كاش بيست سال پيش مرده بودم!

پرسيدم: براى چه؟ گفت: به واسطه كارى كه از اين جوان سيه چرده، پسر على بن موسى (حضرت جواد ع) در حضور امير المؤمنين انجام شد! گفتم: جريان چه بود؟ گفت: سارقي را آوردند كه اقرار به دزدى خود كرده بود؛ از خليفه درخواست داشت كه او را به وسيله جارى كردن حد پاك نمايد، به همين جهت فقها را در مجلس خود جمع كرده بود و او (حضرت جواد ع) نيز بود. خليفه از ما پرسيد: چه قسمت از دست دزد بايد قطع شود؟ من گفتم: از مچ.

 گفت: به چه دليل؟ گفتم: زيرا دست، اطلاق بر انگشت ها و كف دست مى‏ شود تا مچ. خداوند در آيه تيمم نيز مي فرمايد: «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ.» (مائده / ۶) -روى زمين پاكى را (و هر دو دست خود را به آن زمين بزنيد) و مسح كنيد مقدارى از روي هاى خود و دستهاى خود را از آن خاك.-حرف مرا گروهى از دانشمندان قبول كردند.
يك دسرته ديگر گفتند: بايد تا آرنج قطع شود؛ پرسيد: به چه دليل؟ گفتند: زيرا خداوند در اين آيه مي فرمايد: «وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ.» (جن / ۱۸)-و دستهاى خود را تا آرنجها بشوييد- يعني در شستن دست در وضو، بايد تا آرنج را شست؛ پس حد دست تا آرنج است.
در اين موقع رو به جانب محمّد بن على كرده گفت: شما چه مي گوييد؟ فرمود: اي امير المؤمنين! اينها نظر خود را در مورد دست دزد گفتند. خليفه گفت: شما را به خدا سوگند كه شما نيز نظر خود را بفرمائيد. فرمود: اكنون كه قسم دادى مي گويم كه اينها بر خلاف دستور پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي گويند! زيرا دست دزد بايد از آخر انگشتان قطع شود و كف دست باقى بماند. گفت: به چه دليل؟ فرمود: به دليل فرمايش پيغمبر اكرم كه فرموده است: سجده بر هفت موضع انجام مى‏شود: صورت و دو دست و دو زانو و دو پا؛ اگر دستش را از مچ يا آرنج قطع كنند، ديگر دستى نخواهد ماند تا سجده نمايد! خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد: «أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ.» ،- كه مسجدها از آن خداست.- منظورش همين هفت موضع است كه با آن سجده مي كنند، آنچه اختصاص به خدا داشته باشد قطع نمي شود.
معتصم حرف او را پسنديد و دستور داد دست دزد را از انتهاى انگشتان قطع كنند و كف دست را باقى بگذارند.
ابن ابى داود گفت: براى من قيامتى به پا شد! آرزو داشتم كه زنده نباشم. زرقان گفت: ابن ابى داود بعدها به من گفت: پس از سه روز پيش معتصم رفته و گفتم: خير خواهى براى امير المؤمنين بر من واجب است. من مي خواهم در موردى با شما صحبت كنم كه مي دانم به واسطه اين حرف اهل جهنم خواهم شد. پرسيد منظورت چيست؟ گفتم: وقتي امير المؤمنين براى حكمى از احكام دين تمام دانشمندان مملكت و فقيهان را در مجلس خود احضار مي كند و از آنها مي پرسد و ايشان نيز نظر خود را مي دهند، با اينكه در چنين مجلسى خويشاوندان اميرالمؤمنين و سپه داران و وزيران و منشيان حضور دارند و مردم پيوسته گوش به چنين مجالسى دارند كه چه اتفاق مى‏افتد؛ چرا شما سخن تمام دانشمندان را رها مي كنى و گفتار مردى را مي پذيرى كه گروهى از مسلمانان مدعى امامت او هستند و مي گويند: او شايسته مقام خلافت است نه معتصم. و سپس به حكم او عمل مي نمايي و حكم فقها را ناديده مي گيري؟!
ابن ابي داود مي گويد: متوجه شدم رنگ چهره معتصم تغيير كرد و فهميد چه كرده است؛ گفت: خدا به تو پاداش اين نصيحت و خيرخواهى را بدهد.
معتصم فرداي آن روز به فلان منشي دربار دستور داد كه حضرت جواد را به منزل خود دعوت كند. ولى امام عليه السلام نپذيرفت و فرمود: مي دانيد كه من به مجالس شما نمى‏آيم. گفت: من شما را براى صرف غذا دعوت مي كنم، آرزو دارم قدم بر روى فرش ما بگذاريد و منزل ما را تبرك فرمائيد؛ فلان كس نيز از وزيران خليفه آرزوى ملاقات شما را دارد. حضرت پديرفت و به منزل او رفت و پس از ميل كردن مقدارى غذا، احساس مسموميت نمود و مركب سوارى خود را خواست تا برود. صاحب منزل تقاضا كرد كه بيشتر تشريف داشته باشيد. فرمود: رفتن من براى تو بهتر است. حضرت جواد عليه السلام آن روز تا شب پيوسته حالش خراب بود و قي مي فرمود و از درد شكم به خود مى‏ پيچيد تا از دنيا رفت. (تفسير عياشي ۱ج ص ۳۱۹)
***

امام جواد عليه السلام چند فرزند داشت؟

به گزارش روضه نيوز ؛سوالشده كه حضرت امام جواد (ع) داراي چند فرزند ذكور بوده است؟ و اگر از دو فرزند بيشتر دارند، از فرزندان ذكور غير معروف ايشان آيا ساداتي منتسب به ايشان مي‌باشند، يا خير و دليل اختلاف علما در تعداد فرزندان ذكور ايشان چيست و چرا فرزندان غير معروف ايشان در تاريخ به وضوح از آنها نامي برده نشده است؟اسلام كوئست دوپاسخ در ادامه مي نويسد:

پاسخ اجمالي
تنها از دو نفر از پسران امام جواد (ع) نسلي به جا مانده است؛ امام هادي و موسي مبرقع. در منابع انساب نيز بر همين دو پسر ايشان اتفاق نظر وجود دارد؛ هرچند پسران ديگري نيز براي ايشان ذكر كرده ‌اند. با اين حال به نظر مي رسد علت اختلاف موجود در اين مسئله تفاوت گزارشات منابع اوليه انساب يا باقي نماندن نسلي از ديگر پسران ايشان باشد.
پاسخ تفصيلي
در اين باره بين منابع و كتب انساب اختلاف وجود دارد. در منابع تا پنج پسر نيز به ايشان نسبت داده شده است، اما آنچه همه منابع درباره‌اش اتفاق نظر دارند، اين است كه فرزندان ذكور ايشان دو نفر بوده‌اند: امام علي الهادي و موسي مبرقع. به اين دو فرزند ايشان در همه منابع اشاره شده است.[۱]
با اين حال در منابع قديمي تنها “ابن عنبه” در كتاب “عمده الطالب” چهار پسر براي ايشان بيان كرده است: امام هادي، موسي مبرقع، حسن و محمد.[۲]
در برخي كتاب‌هاي انساب كه در دوره اخير نوشته شده است، مي‌توان به نام پنج فرزند پسر براي امام جواد رسيد: امام هادي، موسي مبرقع، محمد، علي و يحيي.[۳]
به نظر مي‌رسد علت همه اين اختلافات تفاوت گزارشاتي است كه در منابع اوليه وجود داشته است و يا شايد علت آن اين باشد كه از برخي از اين افراد نسلي باقي نمانده و از برخي از آنها نسلي وجود دارد.
آنچه مسلم است، اين است كه از امام هادي و موسي مبرقع نسلي به جا مانده است. نسل موسي مبرقع كه خودش در قم مدفون است، اكنون در قم و شهرري حضور دارند.[۴] هر چند امروزه خانداني در عراق خود را به يحيي فرزند امام جواد (ع) منتسب مي دانند[۵]، اما اين در منابع تاريخي نيامده است.

[۱] . براي مثال شيخ مفيد در كتاب ارشاد و ابن عنبه در عمده الطالب و ابن صباغ در الفصول المهمه و تستري در تواريخ النبي و الآل و لواساني در كتاب الدروس البهيه به اين دو فرزند ايشان اشاره كرده اند. به جز ابن عنبه در كتاب عمده الطالب بقيه منابع بر آن اند كه ايشان تنها همين دو فرزند پسر را داشته اند. ر. ك. به: انساب العتره الطاهره، لبيب بيضون، ص ۱۰۷، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت.

[۲] . همان.
[۳] . رجايي، سيد مهدي، المعقبون من آل ابي طالب، ج ۲، ص ۳۰، مؤسسه عاشورا، قم.
[۴] . همان؛ همچنين ر . ك. به: منتهي الامال، شيخ عباس قمي، ج ۲، ص ۶۱۸، انتشارات هجرت، چاپ دوم.
[۵] . سلطان، فتحي عبدالقادر، تاريخ و بيوتات آل البيت في بلاد الرافدين، ص ۳۸۲، دار المحجه البيضاء، بيروت، ۱۴۲۳هـ.
***

يا رب

با سلامي به بوي مهر ، عشق ، زندگي و سلامتي

يا رب

يا حق

يا رحيم

يا رحمان

 

عشق يعني اشك توبه در قنوت

خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق يعني چشمها هم در ركوع


شرمگين از نام ستار العيوب

عشق يعني سر سجود و دل سجود

ذكر يارب يارب از عمق وجود

 

 

 

 

وقتـــے كــه بنــده اےسجــده كــرد، ابليـس فريادمــے زنـــد واے بــر مـن! او اطـاعت كــرد، ولـــے مـن معـصــيت كــردم ، او سجــــده كـــرد و مــن از ايــن عمــل ســـرباز زدم.
بحار الانور، ج ,82 ص 233



از عمق سكوت تا خدا خواهم رفت
تا دورترين افق رها خواهم رفت
امروز در انديشه ي زرين نماز
از قوس سجود تا خدا خواهم رفت .

خوب است  بدانيد كه جذب ديگران به نماز ارتباط نزديكي به نوع شخصيت افراد دارد ؛  چراكه براساس روان شناسي تربيتي شخصيت انسان ها از تيپ هاي گوناگوني است  مثل شخصيت خودكار، سازش پذير، بدگمان، افتاده، مبارزه طلب، تعديل نيافته،  ماجراجو، مشتاق، اخلاقي كه براي هر يك مي توان از به يك يا چند روش از روش  هاي متعددي كه در اين زمينه وجود دارد استفاده نمود.

با در نظر  داشتن نكته گفته شده براي اينكه بتوانيد با موفقيت ديگران را به نماز  خواندن تشويق نمائيد دو پيشنهاد عمده را به شما هديه مي نمائيم:

پيشنهاد اول : از بين بردن موانع اين گونه افراد كه اين موانع عبارتند از:

1- عدم اعتماد به نفس

بعضاً ممكن است فردي كه ( به خوصوص نوجوان ها ) اقدام به خواندن نماز مي‌كند توسط  ديگران مورد تمسخر قرار بگيرد در چنين شرايطي اگر اعتماد به نفس نداشته  باشد از ميدان بدر رفته و نماز را ترك كند.

در خصوص  اين افراد بايد اعتماد سازي نمود و آن ها را به اين نكته تذكر داد كه نبايد انسان با حرف مردم زندگي كند و به قول معروف دم دروازه را مي شود بست اما  دهان مردم را نمي شود بست.

2- گناه

راه برطرف  نمودن اين مانع، آشنا نمودن اين گونه افراد با پيامدهاي منفي گناهان و  تشويق به ترك گناه و معاصي كوچك و بزرگ از جمله ترك تماشاى فيلم ها و صحنه  هاى مبتذل و آلوده به گناه و همين طور حضور در محيط هاى ناسالم مي باشد .

شما مي  توانيد براي شناساندن گناهان وي را به خواندن كتاب گناهان كبيره شهيد  دستغيب و همين طور كتاب گناه‏شناسى، محسن قرائتى تشويق نمائيد.

گاهي پدر و مادرها مي‌گويند: آقا من به او گفتم گوش نداد. ديگر حوصله‌ام نمي‌رسد. خدا گفته: به بچه‌ات كه سفارش نماز مي‌كني بايد حوصله كني. «وَ أْمُرْ  أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» ، «وَ أْمُرْ» امر كن،  «أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ» يعني بچه‌ات را وادار كن نماز بخواند، بعد مي‌گويد:  «وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» آيه‌ي قرآن است كه خواندم. يعني مقاومت كن. نگو:  ده بار گفتم گوش نداد.


3- دوستان ناباب

وجود  دوستان ناشايست درانحراف آدمي به سمت ناهنجاري هاي اخلاقي بسيار موثر است.  چه بسا جواناني كه در مسائل ديني علاقمند و به دينداري خود را غبند و ليكن  در محيط هاي مختلف از قبيل محل هايي كه در آن زندگي مي كنند يا محيط كار و  تحصيل كه در آن ساعاتي را سپري مي سازند با افرادي آشنا شوند كه كارهاى  نادرست انجام مى‏دهند يا حرف هاى لغو و بيهوده مى‏ زنند به مرور زمان موجب  مى‏ گردد كه حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثير بگذارد و حال نماز و  دعا و مناجات از انسان سلب شود و به تدريج او را در دام بي ديني و لاابالي  گري گرفتار مي كنند.

راهي كه در خصوص چنين افرادي توصيه مي شود كنترل دوستان پيرامون خانواده مي باشد ؛  لذا اگر دوستانى دارد كه اهل نماز نيستند و نسبت به مسائل دينى و شرعى توجه ندارند و از خانواده هاى لاابالى هستند بايد به نحوى او را از آن ها جدا  شد و دوستانى مناسب را جايگزين آنها نمود.

4- نا اميدي

احتمال  دارد كه به دليل انجام گناهان ؛ چنين شخصي از درگاه الهي نا اميد شده و به  همين دليل ديگر نماز نمي خواند لذا به رحمت و مغفرت الهى اميدوارش نمائيد  به گونه اي كه گناهان و اشتباهات احتمالى كه ممكن است قبلا يا هم اكنون  مرتكب شده باشد باعث ياس و نااميدى وي نشود و به او اطمينان بدهيد كه  خداوند توبه پذير است و در صورت توبه همه گناهان را هر چند خيلى بزرگ باشند مى آمرزد.

5- برآورده نشدن حاجت

برخي از افراد نيز بدليل اينكه به خواسته هاي خود نمي رسند با خدا لجبازي نموده و به وسيله ترك نماز با خدا قهر مي كند .

اگر كسي با خدا قهر كرده بايد به او يادآوري شود كه : چه بسا چيزهايى كه انسان به آن  دست مي يابد ، ولى سرانجام بلاى جان و مايه اندوهش مى ‏گردد؛ و چه بسيار  اموري كه در نظر انسان ناگوار و ناخوشايند است و گاه مورد نفرت او است ولي  باطن و سرانجام آن براي او خير و مبارك است ، قرآن كريم بر اين حقيقت ريشه  ‏دار انگشت گذاشته و مي فرمايد : و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى ان تحبّوا شيئاً و هو شرّ لكم ؛ چه بسا چيزى را ناگوار بدانيد ولى در واقع مايه خير شما است و چه بسا به چيزى دل ببنديد كه در واقع برايتان زيانبار  است.( بقره:6 21 )

فطري بودن تشكر و سپاسگذاري در انسان از ويژگي هاي فطري هر انساني اين است كه در مقابل نعمتي كه ديگران به وي عطا مي كند سپاسگذار بوده و تشكر مي نمايد .

فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است.

پيامبرخدا  فرموده اند : «جبلّت القلوب على حبِّ من احسن اليها قلب‏ها »( بحار الأنوار ؛ ج‏74؛ ص 142) ؛ « بر اساس دوستى و محبت كسى كه به انسان احسان كند،  آفريده شده است » و از آنجا كه در اصل خداى سبحان خالق و هستى بخش ماست و  از سويى همه نعمت‏ها و بركاتى كه در زندگى ما وجود دارد از آن اوست.  بنابراين لازم است به اقتضاى تكليف فطرى خودمان از قادر منّان تشكر كنيم.  حال اين تشكر بايد به چه شكل و كيفيتى باشد؟

انبياى الهى روشنگر اين حقيقت بوده‏اند و نبىّ مكرّم اسلام نيز به نوبه خويش نماز را با اين شكل و هيئت خاص به ما معرفى فرموده‏ اند.

بنابراين  همان گونه كه پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهين الطاف و بركات خويش  گردانيده است، ما بندگان نيز موظّفيم هر چند ساعت يك بار در برابر محبوب  قلب و عزيز دلمان بايستيم و از او نهايت سپاسگزارى و تشكر را بنماييم.

بهترين روش براي جذب ديگران به راه خدايي بهترين روشي كه از سوي معصومين عليهم السلام براي جذب ديگران به راه خدا معرفي  شده اين است كه خودمان با اشتياق و علاقه به احكام دينى اسلام عمل كنيم و  هميشه به دستورات دينى پايبند باشيم و در واقع با عمل خود ديگران را به  دستور دينى دعوت كنيم به عبارت ديگر احكام دينى را با عمل خود تبليغ كنيم.

قرآن در  سوره بقره مى‏فرمايد: « أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ  أَنْفُسَكُم »( البقرة 44) ؛ «آيا ديگران را به نيكى دعوت مى‏كنيد در حالى  كه خودتان را فراموش كرده‏ايد.»

امام سجاد  مي‌گويد: خدايا يك حالتي به من بده، كه هركس پشت سر من بد مي‌گويد، من  خوبي‌اش را بگويم :«مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» يعني كسي غيبت مرا مي‌كند من خوبي‌اش را بگويم.

حضرت صادق  عليه السّلام فرمود: مردم را با غير زبان خود (با اعمال و رفتار خود) براه  حق دعوت نمائيد . بايد مردم از شما ورع و كوشش و نماز و اعمال خير ببينند ؛ كه اين روش كاملا جلب‏ كننده است. (بحار الأنوار ،ج‏67 ،ص 303)

البته علت  اتخاذ چنين رويكردي نيز كاملا روشن است ؛ چراكه اگر اهل عمل نباشيد ولو به  ظاهر خود را متعبدهم جلوه دهيد تأثيرگذارى شما خيلى كم مي شود.

گذشته از  اينكه چه بسا اگر حساسيت خاصى به شما پيدا كرده باشند دعوت زبانى شما نه  تنها آنها را بيدار و هدايت نمى‏ كند بلكه لجاجت و سرپيچى ديگران را ولو  بخاطر ناراحت كردن شما بيشتر خواهند كرد .

حضور افراد فرهيخته و سرشناس در مساجد يكي از چيزهايي كه اثر دارد اين است كه افراد سرشناس به مسجد بروند.

اگر شاگرد  اول‌ها در مسجد بروند، باقي شاگردها هم مي‌روند. اگر مديريان و دبيران  بروند، اين حضور افراد سرشناس خيلي مهم است. يك فوتباليست معروف اگر نمازش  را در مسجد بخواند، تمام علاقه‌مندان فوتبال ياد مي‌گيرند. آنها هم مي‌روند و مسجدي مي‌شوند. اين يك مسأله است كه افراد فرهيخته و افراد سرشناس شركت  كنند.

خدا در قرآن مي‌گويد: زن‌هاي پيغمبر اگر شماخلاف كنيد، عذابتان دو برابر است. چون مي‌گويند: زن پيغمبر خلاف كرده است.

امام  صادق(عليه السلام) به يك نفر گفت: هر گناهي از هركس بد است، ولي از تو بدتر است. گفت: چرا؟ فرمود: براي اينكه تو منسوب به ما هستي. آن كسي كه سيد است با غير سيد فرق مي‌كند. مي‌گويند: تو از ذريه‌ي پيغمبر هستي. آن كسي كه  روحاني است فرق مي‌كند با غير روحاني، تو روحاني هستي. تو تحصيل كرده هستي.  بچه مسلمان بايد در جريان باشد.

نقش خانواده در نماز و تربيت ديني فرزندان مسأله‌ي ديگر توجه پدر و مادرها است. قرآن يك آيه دارد مي‌گويد: «رِجالٌ لا  تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ» (نور/37) مرداني هستند كه تجارت و داد و ستد اينها را از نماز سرگرم نمي‌كند. يعني اگر وسط تجارت هم هست، صداي «قد قامت الصلاة»  را شنيد، مغازه را مي‌بندد و مسجد مي‌رود. اين رجال كجا هستند؟ قبل از اين  «رِجالٌ» مي‌گويد: «فىِ بُيُوت‏»(نور/36) آنها در خانه‌هايي هستند كه  «أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَع‏»(نور/36) چرا كه اگر خانواده، خانواده‌ي خوبي باشد، بچه هم خوب و نماز خوان مي شود.

وسايل غفلت را در خانه‌ها مي‌آورند. انواع ماهواره‌ها و نمي‌دانم وسايل عيش و نوش،  اينها نمي‌فهمند، متوجه نيستند، كه نسلشان را دارند از خدا جدا مي‌كنند.

نقش مادر  خيلي نقش مهمي است. در قرآن مي‌فرمايد: «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ  يَلْتَقِيَانِ» (الرحمن/19) بعد مي‌گويد: «لَّا يَبْغِيَانِ» (الرحمن/20)  دو تا دريا آب شور و شيرين كنار هم اينها به هم تجاوز نمي‌كنند، بعد  مي‌گويد: «يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ الْمَرْجَانُ» (الرحمن/22)،  «بَغي» با غين يعني ظلم. «لَّا يَبْغِيَانِ» چون ظلم نمي‌كنند، تجاوز  نمي‌كنند يعني آب شيرين در شور نمي‌آيد، آب شور در شيرين نمي‌رود، چون اين  آب‌ها به هم تجاوز نمي‌كنند، «يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ  الْمَرْجَانُ»

در خانه هم همينطور است، اگر زن و شوهر اهل تجاوز نبودند، مادر و پدر خوب بودند  «يخَْرُجُ مِنهُْمَا اللُّۆْلُۆُ وَ الْمَرْجَانُ» بچه‌هايشان لۆلۆ و مرجان مي‌شوند.

از ويژگي  هاي فطري هر انساني اين است كه در مقابل نعمتي كه ديگران به وي عطا مي كند  سپاسگذار بوده و تشكر مي نمايد . فطرت انسان خواهان تشكر از ولى نعمت است

خانه‌ي  نمازي، بچه‌اش نمازي مي‌شود. نقش پدر و مادر، پدر و مادرها شما كه امكاناتي براي بچه‌هايتان جور مي‌كنيد اين امكانات را در سايه‌ي نماز انجام دهيد.  اگر نمازت را بي‌غلط خواندي گوشواره مي‌خرم. اگر رفتيم نماز جمعه آنجا  مثلاً حالا دو چرخه‌اي، موتوري مي‌خواهي، لباسي مي‌خواهي، كفشي مي‌خواهي در راه نماز جمعه مي‌خرم.

حساسيّت و جديّت لازم در امور ديني گاهي پدر و مادرها مي‌گويند: آقا من به او گفتم گوش نداد. ديگر حوصله‌ام  نمي‌رسد. خدا گفته: به بچه‌ات كه سفارش نماز مي‌كني بايد حوصله كني. «وَ  أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» (طه/132)، «وَ أْمُرْ»  امر كن، «أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ» يعني بچه‌ات را وادار كن نماز بخواند، بعد مي‌گويد: «وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها» آيه‌ي قرآن است كه خواندم. يعني مقاومت  كن. نگو: ده بار گفتم گوش نداد.

نقش اخلاق نيكو در جذب مردم امام سجاد مي‌گويد: خدايا يك حالتي به من بده، كه هركس پشت سر من بد مي‌گويد،  من خوبي‌اش را بگويم :«مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّكْر» (صحيفه  سجاديه/ ص92) يعني كسي غيبت مرا مي‌كند من خوبي‌اش را بگويم.

«ادْفَعْ  بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَن‏» (مۆمنون/96) او بدي كرد، من خوبي‌ انجام بدهم.  «وَ يَدْرَۆُنَ بِالْحَسَنَة السَّيِّئَةَ» (رعد/22) سيئه و بدي را با خوبي دفع كنم.


ياد آنان كه رفتند هميشه ياد باد

 

بيانيه رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت اجلاس سراسري نماز

سم‌الله الرحمن الرحيم
ساليان درازي است كه همت و انگيزه‌ئي مبارك‌، همه ساله، دلها و ذهنها را در سراسر كشور با اين اجلاس، به انديشيدن درباره‌ي نماز برمي‌انگيزد و نكته‌ها و يادآوريها و هشدارهائي درباره‌ي اين فريضه‌ي بي‌همتاي اسلامي و اين استوانه‌ي استوار دين و دينداري، در فضاي جامعه ميپراكند. اين،‌ توفيقي بزرگ براي شما برگزاركنندگان و موهبتي از سوي خداوند براي ما شنوندگان و نيوشندگان است.
اكنون نوبت آن است كه محصول اين تلاش ارزشمند، در ترازوي نگاهي واقع‌بين، سنجيده شود؛ چه در رفتار مخاطبان كه به گزاردن نماز و سبك نشمردن آن فراخوانده شده‌اند، بويژه جوانان و نو رسيدگان؛ و چه در مواظبت بر كيفيت نماز و خشوع و حضوري كه روح و جوهر اين عمل صالح رحماني به شمار ميرود؛ و چه در مسئوليت‌شناسي كساني كه به وظائفي در اين راه موظف گشته‌اند، همچون ساختن و پرداختن مساجد، يا ترتيب دادن نماز در مدارس و دانشگاهها، يا فراهم آوردن فرصت براي نمازگزار در سفرهاي زميني و هوائي، يا در بهره‌گيري از شيوه‌هاي هنري در ترويج نماز در رسانه‌هاي تصويري و صوتي، يا در توليد مقاله و كتاب در تبيين زيبائيهاي اين عمل كوتاه و پر مغز ...؛ و چه در زمينه‌هاي ديگري كه وظائفي در آنها بر عهده‌ي مسئولاني نهاده شده است.
اجلاس نماز، اقدامي مبارك و كارساز و بيشك، مأجور است، ليكن براي اينكه اين كار ارزشمند،‌ هر چه بيشتر به نقطه‌ي كمالِ كارائي نزديك شود، بايد به اين سنجش و محاسبه‌ي واقع‌بين و خردمندانه، همت گماشت و پيگيري نتائج را بخش مهمي از اين ابتكار دانست.
توفيق همه‌ي شما بويژه روحاني عزيز و گرانقدر حجة‌الاسلام جناب آقاي قرائتي را از خداوند بزرگ مسألت ميكنم.
سيدعلي خامنه‌اي      

تبريك ميلاد امام رضا

به نام آنكه از نام ونشان وگمان برتر است


الهي !

نه شناخت تو را توان ، نه ثناي تو را زبان

نه درياي جلال و كبرياي تو را كران

پس تو را مدح و ثناي چون توان ؟


تو را كه داند، كه تو را تو داني تو، تو را نداند كس ، تو را تو داني بس .

ميلاد  هشتمين حجت سرمد، نگين درخشان وطن ، السلطان باالحسن ،

شمس الشموس ، خسرو اقليم توس ، شاه انيس النقوس حضرت علي

بن موسي الرضا برتمامي پيروانش به ويژه شما ايرانيان  مبارك باد.


السلام اي حضرت سلطان عشق

ياعلي موسي الرضا اي جان عشق

السلام اي بهرعاشق سرنوشت

السلام اي تربتت باغ بهشت

 

اي راهب كليسا كمتر بزن(ديگر مزن) به ناقوس

خاموش كن صدا را نقاره ميزند طوس

آيا مسيح ايران كم داده مرده راجان ؟

بردار جان خود را با ما بيا به پابوس

آنجا كه خادمينش  از  روي زايرينش 

گرد سفر  بگيرند با  بال ناز  طاووس

پيام تبريك هفته دولت

بسمه تعالي

هفته اول شهريور ماه، كه با نام و ياد شهيدان والا مقام"رجايي"و" باهنر" مزين و به نام هفته دولت نامگذاري شده است را بايستي به همه دولت مردان و كارمندان خدوم و متعهد تبريك عرض نموده و موفقيت همگان را در راستاي تحقق آرمانهاي بلند انقلاب اسلامي ، رفع مشكلات مردم و تحقق حماسه اقتصادي و ادامه راه شهيدان رجايي و باهنر، از درگاه خداوند متعال مسئلت نماييم. همچنين روز چهارم شهريور ماه كه به پاس تجليل از زحمات كارمندان عزيز به نام روز كارمند نام گذاري شده را به تمامي كاركنان پرتلاش و زحمت كش صنعت اب و برق ، خصوصا زحمت كشان شركت آب و فاضلاب استان مركزي  تبريك عرض نمود.  و از زحمات صادقانه آنها تشكر و قدر داني مي نماييم. اميدواريم خداوند اين شايستگي راعنايت فرمايد كه درراستاي تعاليم معنوي اسلام والگو گرفتن از فرامين مولايمان امير المؤمنين (ع)خدمات صادقانه وخالصانه كه شايسته ملت شريف ايران است  خدماتي ارزنده و چشم گير را در راستاي تامين آب شرب و دفع بهداشتي فاضلاب به تمام مردم شهر و استان خويش ارائه نماييم  و  در راستاي حفظ امنيت ،فرهنگ،حمايت ازتوليد واشتغال كشورمان رابه معناي واقعي كلمه به انجام رسانيم . رسيدن به اين همه شكوه و بزرگي جز در سايه وحدت و هم دلي شما عزيزان نخواهد بود.

با تشكر شوراي فرهنگي و ديني

شركت آب و فاضلاب استان مركز ي