اخلاق اداري، بايدها و نبايدها
مصاديق معروف و منكر در ادارات
- چهارشنبه ۳۰ آبان ۹۷ ۱۵:۲۱ ۳۸ بازديد
- ۰ نظر
كليدواژه: عام الفيل، عبدالله، آمنه، ولادت پيامبر، حضرت محمد صلي الله عليه و آله، 17 ربيع الاول، حوادث مقارن ولادت پيامبر
حضرت محمد صلي الله عليه و آله آخرين پيامبر الهى در 17 ربيع الاول از پدرى به نام "عبدالله بن عبدالمطلب" و مادرى به نام "آمنه بنت وهب" ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منورش، جهان تيره و تاريك به ويژه عربستان را روشن گردانيد.
پدرش عبدالله بن عبدالمطلب، پيش از تولد فرزندش محمد صلي الله عليه و آله در حالى كه همسرش آمنه به چنين فرزندى حامله بود به همراه ساير بازرگانان قريش جهت سفر تجارى عازم شام گرديد و در بازگشت از شام در يثرب (مدينه منوره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و توفيق ديدار نوزاد خويش را نيافت.
وفات عبدالله دو ماه و به روايتى هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد صلي الله عليه و آله بود. اما آمنه مادر گرامى رسول خدا صلي الله عليه و آله كه به تقوا، عفت و پاكيزگى در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديده اش حضرت محمد صلي الله عليه و آله چندان در اين دنياى فانى زندگى نكرد. وى دو سال و چهار ماه و به روايتى شش سال پس از ميلاد رسول خدا صلي الله عليه و آله در بازگشت از يثرب در مكانى به نام "ابوا" بدرود حيات گفت و در همان مكان مدفون شد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله پس از تولد در كفالت جدش عبدالمطلب بزرگ و سيد قريش مكه قرار گرفت. عبدالمطلب جهت شيردادن نور ديده اش محمد صلي الله عليه و آله در آغاز وى را به "ثويبه" آزاد شده ابولهب سپرد ولى پس از مدتى وى را به "حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه" واگذار كرد. حليمه در ظاهر اگر چه دايه وى بود ولى در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و مادرى كرد.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله از دوران كودكى داراى دو نام بود. يكى "محمد" كه جد بزرگوارش عبدالمطلب براى وى برگزيد و ديگرى "احمد" كه مادر ارجمندش آمنه آن را انتخاب كرده بود.
از امام صادق عليهالسلام روايت شد كه ابليس پس از رانده شدن از رحمت الهى مى توانست به هفت آسمان رفت و آمد كند و خبرهاى آسمانى را گوش دهد تا اين كه حضرت عيسى عليهالسلام ديده به جهان گشود، از آن پس ابليس از سه آسمان فوقانى ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايين تر رفت و آمد مى كرد. ولى چون حضرت محمد صلي الله عليه و آله به دنيا آمد. ابليس از تمام آسمان ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامى شياطين نيز با تيرهاى شهاب از آسمان رانده شدند.
همچنين روايت شده است كه هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد صلي الله عليه و آله ايوان كسرى شكاف برداشت و چند كنگره آن فرو ريخت و آتش آتشكده بزرگ فارس خاموش شد؛ درياچه ساوه خشك گرديد؛ بت هاى مكه سرنگون شدند؛ نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگ ها را روشن كرد؛ انوشيروان، پادشاه ساسانى ايران و مؤبدان بزرگ دربار وى، خواب هاى وحشتناكى ديدند؛ آن حضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد و پس از استقرار در زمين، گفت: اَللّهُ أكْبَرُ وَ الْحَمْدُلِلّهِ كَثيراً، سُبْحانَ اللّهِ بُكْرَةً وَ أصيلاً.
گفتنى است كه تاريخنگاران و سيرهنويسان شيعه و اهل سنت با اين كه در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مى گويند كه آن حضرت در اول عام الفيل، برابر با سال 570 ميلادى و در ماه ربيع الاول ديده به جهان گشود ولى درباره روز تولد وى اختلاف نظر دارند. شيعيان معتقدند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز جمعه مصادف با 17 ربيع الاول به دنيا آمد و اهل سنت مى گويند كه تولد وى روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول بوده است.[۱]
اما از اين كه سال تولد پيامبر صلي الله عليه و آله را "عام الفيل" مى نامند، بدين جهت است كه دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر صلي الله عليه و آله يعنى در نخستين روز محرم سال 570 ميلادى فيل سواران "ابرهه" به مكه هجوم آورده و قصد نابودى كعبه و مسجدالحرام را نمودند ولى با معجزه شگفت الهى سركوب شدند.
ولادت پيامبر اكرم از زبان حضرت آمنه
آمنه مي گويد: وقتي زمان زايمانم نزديك شد، ديدم بال پرندهاي سفيد بر قلبم كشيده شد و همه ترس و نگراني ها از من دور گرديد، نوشيدني سفيد رنگي براي من آوردند و من كه تشنه بودم، از آن نوشيدم. نوري مرا دربر گرفت. سپس بانواني بلندقامت با من سخن گفتند ولي گفتار آنان همانند گفتار انسان ها نبود.
ناگهان ديدم پارچه ابريشمي سفيدي بين آسمان و زمين را پوشانده است و هاتفي مي گويد: «از گرامي ترين مردم، او را بگيريد. مرداني را ديدم كه در آسمان ايستاده بودند و در دستان آنان جامهاي آب بود. به شرق و غرب زمين نگاه كردم و پرچمي از سندس (پارچه بافته شده از حرير) ديدم كه بر ستوني از ياقوت بين آسمان و زمين در پشت كعبه برافراشته بود. پس از آن محمد صلي الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد در حالي كه انگشتان خود را به آسمان بلند كرده بود.
ابر سفيدي از آسمان پايين آمد و او را دربرگرفت. گويندهاي گفت: «محمد را در شرق و غرب زمين و درياها گردش دهيد تا همگان او را به نام و صورت عنوان بشناسند سپس او را بازگرداندند و ديدمش كه در پارچهاي سفيدتر از شير پيچيده شده بود و زير او پارچهاي بود از ابريشم سبز. سه كليد از جنس مرواريد تازه با او بود. هاتفي مي گفت: «كليدهاي ياري (نصرت)، رحمت و نبوت هميشه با اوست».
پس از آن، ابر ديگري او را فراگرفت و مدتي بيش از بار اول او را با خود برد. شنيدم كه گويندهاي مي گفت: «محمد را در شرق و غرب بگردانيد و او را بر جنيان و آدميان، پرندگان و درندگان نمايش دهيد و به او عطا كنيد. صفاي آدم، نازك دلي نوح، دوستي ابراهيم، زبان اسماعيل، كمال يوسف، شادي يعقوب، صداي داود، زهد يحيي و كرم عيسي را».
سپس هاتفي گفت: «همه دنيا در اختيار و قدرت محمد درآمد.»
سپس سه نفر را ديدم كه صورت آنان همانند خورشيد مي درخشيد؛ در دست يكي از آنان جامي نقره اي با مشك بود و در دست دومي ظرف زمردين چهار گوشهاي بود كه در هر گوشه آن مرواريد سفيدي قرار داشت. در اين وقت هاتفي گفت: «اين دنياست؛ اي حبيب خدا، آن را بگير.» محمد صلي الله عليه و آله و سلم وسط آن را گرفت.
گويندهاي گفت: «محمد صلي الله عليه و آله و سلم كعبه را گرفت». در دست سومي پارچه ابريشمين سفيدي بود كه آن را گشود و از آن مهري خارج كرد كه چشم بيننده را به خود جلب مي كرد. پس از آن هفت بار از آب همان جام شست و كتف محمد صلي الله عليه و آله و سلم را با آن مهر كرد و آب دهان خود را در دهان مبارك كودك نهاد و او را به سخن گفتن واداشت و چيزهايي گفت كه من نفهميدم، مگر اين چند جمله را: «در پناه خدا باشي. من قلب تو را از ايمان و علم و يقين و عقل و شجاعت انباشتم. تو برترين انسان هستي. آن كه از تو پيروي كند، سعادتمند است و آن كه فرمان تو را نبرد بدبخت».
اين فرشته همان رضوان (نگاهبان بهشت) بود. رفت و پس از مدتي بازگشت و به محمد گفت: «بر تو بشارت باد اي سايه سربلندي دنيا و آخرت».
سپس نوري از سر محمد صلي الله عليه و آله و سلم تا آسمان درخشيد و من كاخهاي سرزمين شام را ديدم و در اطراف خود انبوهي از مرغان زيبا را كه بالهايشان را گشاده بودند. پس از زايمان آمنه، حوريان بهشتي كودك را در پارچه اي پيچيده در برابر آمنه نهادند و به آسمان بازگشتند تا بشارت ولادت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم را به ملائكه برسانند.
جبرئيل و ميكائيل دو ملك متقرب خداوند به صورت دو جوان وارد خانه آمنه شدند. در دست جبرئيل ظرف بزرگي از طلا و با ميكائيل آبريزي از عقيق سرخ بود پس جبرئيل بدن حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم را شستشو مي داد و ميكائيل بر آن آب مي ريخت پس از پايان شستشو در چشمان كودك سرمه كشيدند و بر سر او ماده اي ساخته شده از مشك و عنبر و كافور قرار دادند.
پس ملائكه هفت آسمان به ديدار حضرت محمد صلي الله عليه و آله آمدند و گروه گروه بر او سلام كردند. پس از به دنيا آمدن حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم، شبانگاهان نور از سيماي او ساطع شد. اين نور چنان در فضا گسترده شد كه خانه ي همه ي مكيان را روشن كرد.
عبدالمطلب مي گويد: پس از زايمان آمنه، به ديدار او و فرزندش رفتم. سيماي محمد همانند ماه تمام مي درخشيد.
- دوشنبه ۲۸ آبان ۹۷ ۱۱:۱۳ ۳۸ بازديد
- ۰ نظر


رحلت پيامبر اكرم (ص) و شهادت امام مجتبي (ع)
بسم الله الرحمن الرحيم
صلي الله عليك يا رسول الله و علي آل بيتك الطاهرين
۲۸ماه صفر سالروز رحلت سيد انبياء و برترين آفريده خدا محمد مصطفي (صلي الله عليه و اله و سلم) است. وجود مقدسي كه خداوند متعال تمام جهان را به يمن او و عترت پاكش آفريد و نور او اول مخلوق خداوند است. پيامبري كه خداوند حكيم بارها در قرآن كريم او را ستوده است.
سخن در فضايل و مناقب آن حضرت بسيار است،اما آنچه در اين مقام بايد گفت عظمت مصيبت خاتم الانبياء (صلي الله عليه و آله) است؛ تا آنجا كه امام باقر (عليه السلام) در روايتي چنين مي فرمايد: «من أصيب بمصيبة فليذكر مصابه بالنبي (صلي الله عليه و آله) فانه من أعظم المصائب» (كافي ج۳ ص۲۲۰ )
هر كس به مصيبتي گرفتار شد، پس بايد مصيبت خود را نسبت به پيامبر الانبياء (صلي الله عليه و آله) بياد آورد پس همانا كه مصيبت پيامبر از بزرگترين مصيبتهاست.
در روايات ما گزارشهاي متعددي از آخرين روزهاي حيات شريف رسول خدا الانبياء (صلي الله عليه و آله) و نيز آخرين لحظات آن حضرت نقل شده است از جمله:
صحيح بخاري معتبرترين كتاب اهل سنت چنين نقل مي كند: «زماني كه حال تب بر پيامبر شديد شد فرمود: كاغذي بياوريد تا برايتان نوشته اي بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد. عمر گفت: تب بر پيامبر خدا غالب شده است وكتاب خدا نزد ماست و براي ما كافي است. پس اصحاب حاضر در جلسه با هم اختلاف پيدا كردند و بگو مگو زياد شد. پيامبر فرمودند: از نزد من برخيزيد و شايسته نيست در نزد من تنازع كنيد. پس ابن عباس خارج شد در حالي كه مي گفت: مصيبت! و تمام مصيبت! زماني بود كه بين رسول خدا و نوشته او مانع شدند.»(صحيح بخاري ج۱، ص۳۶.)
همچنين ابن عباس چنين مي گويد: «هنگامي كه وفات پيامبر فرا رسيد گريستند تا محاسنشان از اشك، تر شد پس به آن حضرت گفته شد: يا رسول الله چه چيز باعث گريه شما شد؟ فرمود: براي فرزندانم مي گريم و براي آنچه شرار امتم پس از من با آنان خواهند كرد، گويا فاطمه دخترم را مي بينم در حالي كه پس از من به او ظلم شده و فرياد مي زند: يا ابتاه، يا ابتاه، پس احدي از امتم او را ياري نمي كند.
فاطمه (سلام الله عليها) سخن پدر را شنيد و گريست پس پيامبر به دخترشان فرمودند: دخترم گريه مكن! آن حضرت پاسخ داد: گريه من به خاطر آنچه پس از شما با من خواهد شد، نيست؛ بلكه من از فراق و دوري شما مي گريم يا رسول الله! پيامبر فرمودند: تو را مژده مي دهم كه به زودي به من ملحق مي شوي پس تو اول كسي هستي كه به من خواهد پيوست.»(امالي شيخ طوسي ص۱۸۸)
از طرفي بنابر نقلي اين روز مصادف با شهادت سبط اكبر رسول خدا، امام حسن مجتبي (عليه السلام) است، امامي كه پيامبر خدا او را سيدِ جوانان اهل بهشت معرفي كرد. آن حضرت در طول مدت حيات خويش با ستم ها و جفاهاي فراواني مواجه شد، تا آنجا كه آن دسته از يارانش كه به مقام امامت الهي آن حضرت و عصمت ايشان، معرفتي نداشتند با شنيدن خبر صلح ايشان با معاويه ، به خيمه آن حضرت حمله ور شدند، سجاده را زير پاي ايشان كشيدند و پاي مباركشان را مجروح نمودند. بي آنكه بدانند يا بخواهند بپذيرند كه امام معصوم و حجت خدا هر عملي كه انجام دهد بر اساس دستور الهي مي باشد و جاي چون و چرا و اعتراض ندارد. چرا كه اعتراض به حجت معصوم الهي در واقع اعتراض به خداوند حكيمي است كه عمل امام عليه السلام به امر و رضايت او انجام شده است.
سرانجام آن حضرت با زهر مسموم شدند و كار غربت و مظلوميتشان تا بدانجا رسيدكه بدن مطهرشان در روز تشييع تير باران شد... صلي الله عليك يا حسن بن علي المجتبي
همچنين آخر ماه صفر بنا به نقلي مصادف با شهادت حضرت شمس الشموس علي بن موسي الرضا عليه آلاف في التحيه و الثناء مي باشد، امامي كه رئيس مذهب، صادق آل محمد (صلي الله عليه و اله و سلم) آرزوي ديدار او را دارد، و تماشاي جمال او را تمنّي مي كند، و خداوند سبحان، و خاتم پيمبران مدّاح كمال او هستند، عقل از ادراك مقام او عاجز ، و بيان از شمارش فضائل او قاصر است. هروي مي گويد: در زماني كه آن حضرت در سرخس محبوس بود، نزد زندانبان رفتم، و از او خواستم كه آن حضرت را ببينم. گفت: ميسر نيست. گفتم: چرا؟ گفت: بسي از اوقات شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند، و ساعتي قبل از ظهر و عصر هنگام زردي آفتاب در مصلايش كه مشغول نماز نيست به مناجات پروردگار مشغول است...(عيون اخبار الرضا ج۱، ص۱۹۷)
اين نمونه اي از عبادات آن حضرت است كه كميّت و كيفيت آن مظهر علم و عرفاني است كه ادراك آن شايسته مقربين درگاه خداست...
اين امام همام در سال ۲۰۳ هجري در حالي كه ۵۵ سال از عمر مباركشان مي گذشت توسط مامون عباسي به شهادت رسيد در حالي كه خود مامون اعتراف مي كند كه آن حضرت اعلم و اعبد اهل زمين است،(عيون اخبار الرضا ج۲، ص۱۴۹) غافل از آنكه اعلم و اعبد از تمام اهل زمين، افضل از تمام اهل زمين بوده و به حكم عقل و فطرت و كتاب و سنت، افضل از كل، امام الكل است.
و صلي الله علي علي بن موسي الرضا المرتضي الامام التقي النقي و حجتك علي من فوق الارض و من تحت الثري

- سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷ ۰۸:۴۰ ۳۸ بازديد
- ۰ نظر
















